
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
این فیلم روایت کننده انسان هایی است که هرکدام به طریقی درگیر در مسائلی هستند که غیر قابل حل می نماید و در مجموع نیز چیزی که همه این آدمهای ساده لوح و صمیمی را دور هم جمع می کند همان مسائل است با محوریت بیشتر یک پمپ بنزین . پمپ بنزینی که حالا دیگر تنها یک پمپ بنزین نیست بلکه سال هاست که تبدیل به یک مخروبه شده و صاحبان و کارکنان آن منتظر حضور مسئولین ادارات مربوط هستند . در این بین کلا انسان هایی که در داستان حضور دارند انسا نهایی هستند که انگار همه برای همین داستان ساخته شده اند . به عبارت دیگر اگر شما عباس نامه رسان (محسن نامجو ) را ببینید که در یک بانک مشغول پرداخت حقوق است باور نمی کنید چون او ساخته شده برای اینکه پستچی باشد . و همچنین شخصیت های دیگر . باید در خصوص محتوای فیلم سامان سالور اینگونه نگاه کنیم که این فیلم روایت کننده انسان های هم دوره ماست که علاوه بر سادگی و لهجه های شیرین محلی هرکدام به نحوی درگیر در مسائلی احمقانه هستند یا بهتر بگوئیم اهداف خود را به گونه ای خارج از عادت پیگیری می کنند . که البته در این فیلم به شیرینی به دل می نشیند .
در خصوص ساختار فیلم باید توجه داشت که از لحاظ نوع کادر ها و فیلمبرداری فیلم در سطحی مطلوب قرار دارد . اصلانی فیلمبردار نام آشنای جوان در این فیلم نیز به برداشت قاب های طلائی دست می زند و اکثر قاب ها علاوه بر زیبائی بصری بار دراماتیک خود را نیز دارا هستند که بار سنگین طراحی این قاب ها بر روی دوش کارگردان است ..
بازیگران این فیلم نقشی به سزا در شکل گیری خوب این فیلم داشته اند به گونه ای که حتی تغییر حالت بازیگران در یک نما باعث از هم پاشیدگی شخصیت آنها می شود . گرچه بازی صدری دچار ابهام است البته این به فیلمنامه نیز باز میگردد . نامجو در این فیلم به خوبی نقش عباس نامه رسان را ایفا می کند گرچه در ابتدا بازی وی کمی نا همگون با فضای فیلم است که در ادامه فیلم این نا همگونی خود جزئی از شخصیت اوست .
تدوین در این فیلم به گونه ای خوش نیاز مخاطب را در خصوص ریتم و ضرب آهنگ ارضا میکند و چینش خوب نماها خود تائیدی است بر این مدعا .
دکور در فیلم سالور مانند تیتراژ ، دیالوگها و همه شخصیت ها چیزهایی هستند که در نوع خود ستودنی اند.
اما کارگردان ، در این فیلم به نمایش تخصص های خود مپردازد و این فیلم از این جنبه قابل توجه است که فضای فیلم نشان از هوش و استعداد سالور در ساخت این ژانر از سینما است که به حق در این امر موفق بوده است .

در آخر باید گفته شود چند کیلو خرما برای مراسم تدفین نمونه ای خوب برای نشان دادن یک اثر فاخر سینمائی(البته در ایران) است که علاوه بر داشتن آیتم های هنری و فکری بر دل مخاطب عام نیز می نشیند و این خود حسن بزرگی برای یک فیلم است چرا که در سینما کنونی ایران فیلم ها یا آنقدر هنری اند که از جامعه به دور می مانند و یا آنقدر تجاری اند که شعور مخاطب را به سخره می گیرند .
منصور فروزش
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388 توسط منصور فروزش | لينك ثابت |


