این روزها همه چیز عجیب شده است و به هر سمتی که نگاه می کنم عکس ها را می بینم و رنگها را که چشمانت را می زنند و فریاد هایی که بلند است و با هم به اصطلاح بحث می کنند . در روزنامه ها ارقام زیادی چاپ می کنند که پسوندشان دلار است و پیشوندشان هزار آن وسط ها هم ملیون و ملیارد جا خوش کرده است . به قول یکی از دوستانم می گفت نه نجوم می دانم و نه ارقام نجومی اما امروز او هم مچهایش رنگی شده و به هیچ چیز فکر نمی کند جز آینده ... فهمیدم که دروغ گفته است که نجوم نمی داند و ارقام نجومی شاید هم راست گفته باشد اما مطمئنم که خودم لااقل راست می گویم نه نجوم می دانم و نه ارقام نجومی . فقط به تک برگه سفیدی نگاه می کنم که هر بار به نشانه تسلیم پرتابش می کنم در جائی که به چشم او گودالی است و در چشم من یک صندوق که او هم رنگش سفید است .
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط منصور فروزش | لينك ثابت |
من هم سفیدم اما سفید از جنس تسلیم ...
گاهی اوقات به آینده هم فکر میکنم ...
پی نوشت :
اگر میلیون و میلیارد را اشتباه نوشته ام بذارید به حساب اینکه " نه نجوم می دانم و نه ارقام نجومی "
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 توسط منصور فروزش | لينك ثابت |


